🖌بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی
۱۸ دی ماه رضا بازویش را دور همسرش، مریم، حلقه کرد تا از او محافظت کند. «ناگهان احساس کردم دستم سبک شد. تنها کاپشنش در دستم مانده بود»، این روایت یکی از نزدیکان رضا است که برای بیبیسی فارسی تعریف میکند. مریم به ضرب گلوله کشته شده بود. نامهای رضا و مریم برای حفظ امنیت تغییر داده شده است.
رضا بدن مریم را یک ساعت و نیم حمل کرد. وقتی خسته شد، در یک کوچه نشست. کمی بعد، در خانهای باز شد و صاحبخانه آنها را به داخل پارکینگ بردند. آنها یک ملافه سفید آوردند و بدن مریم را در آن پیچیدند.
مریم چند روز قبل از آنکه به اعتراضها برود، به فرزندان هفت و ۱۴ سالهاش درباره آنچه در خیابانها رخ میدهد، گفته بود:
«گاهی والدین به اعتراض میروند و دیگر برنمیگردند. خون من و شما از دیگران با ارزشتر نیست.»
https://bbc.in/3ZeQGMG@BBCPersian 







